پیغمبر لب هایم را بوسید

خرید بک لینک

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

بسم الله الرحمن الرحیم

از مرحوم آيت الله آخوند ملا علي معصـومي همـداني نقـل كردهاند كه مي فرمود :

روزي پيرمـردي نـوراني و ناشـناس بـر مـن وارد شـد .

احساس كردم بوي عطر دلپـذيري از او استشـمام مـي كـنم . سلام كرد و نشست.

هر لحظـه آن بـوي خـوش توجـه مـرا جلب ميكرد. همان جا ماند تا نوبت به او رسيد.

آمد پهلـوي من نشست و گفت : براي حساب خمس شرفياب شده ام .

صورت اموال خـود را به دست من داد. از بس آن بوي عطر مرا جلب كرده بود،

ميخواستم از او بپرسم اين چه عطري است كه شما استفاده كرده ايد؟

ديدم سؤال من ايهـام دارد و شـايد برداشـت كنـد كـه مـن ميخواهم از آن عطر برايم بيـاورد .

منصـرف شـدم و گفـتم بـا شئونات من مناسب نيست .

صبر كردم تا موقع رفتن او شـد . خلاصـه نتوانسـتم تحمـل كنم.

به ناچار از او دربارة آن عطر سؤال كردم . خنديد و در جواب گفت:

آقا، اگر مرجع تقليد مـن نبوديـد ابراز نميكردم، اما احترام شما بر من لازم است.

ميگويم، اما به شرط آنكه تا زنده هستم، آن را به كسي نگوييد .

عادت من اين است كـه زيـاد صـلوات مـي فرسـتم . از هـر فرصتي استفاده ميكنم

و به ذكر صلوات مشغولم. شبي در عالم رؤيا محضر مبارك خاتم انبيا مشرف شديم.

ما سه نفر بوديم كه در مقابل آقا قرار گرفته بوديم . حضرت رو به ما كرد و فرمود:

كدام يك از شـما بيشـتر بـر من صلوات ميفرستد؟ خواستم بگـويم : مـن .

پـيش خـود گفـتم : از كجـا كـه مـن بيشترين صـلوات را بـر آن بزرگـوار مـي فرسـتم؟

آن هـا از مـا في الضّمير افراد مطّلع هستند. سكوت كردم.

مرتبة دوم باز سؤال فرمود كه كدام يك از شما بيشتر بر من صلوات ميفرستد؟

باز به همين جهت ساكت ماندم.

در مرتبـة سـوم،حضـرت فرمود : شما بيشترين صلوات را بر من ميفرستي، جلو بيا.

برخاستم و دو زانـو در خـدمت آن حضـرت نشسـتم. آقـا خـم شـد و لبهاي مرا بوسيد .

از وقتي كه حضرت بوسه بر لبانم زد، ايـن بـوي خـوش از من متصاعد است

و من اصلاً از عطر اسـتفاده نكـردم و هرچـه حمue825ام هم ميروم و صابون ميزنم، اثر ندارد

و اين بوي خـوش از من جدا نميشود. البته هر كسي اين بوي خوش را استشـمام نميكند،

بلكه معدودي از افراد هستند كه متوجه ميشوند . آنگاه فرمودند:

من هم موفـق شـدم و جـاي بوسـة رسـول اكرم را بوسيدم .

مرحوم آيت االله آخوند همـداني در سـال هـاي آخـر عمـر ، تقريباً بينايي خود را از دست داده بود

و از فاصلة بسيار نزديـك كمي ديد داشت، به قدري كه نوشته را ميخواند .

اما اگر كسـي بر او وارد ميشد، تشخيص نميداد، بلكه سؤال ميكرد، و او را معرفي ميكردند.

آن وقت احوالپرسي مـي نمـود و بـه مناسـبت صحبت ميكـرد .

ولـي هرگـاه آن پيرمـرد از در مـي رسـيد،

بـا استشمام آن بوي خوش ، او را ميشناخت و احتياج بـه معرفـي نداشت.

بر منبر خاطره، ص283

اللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم

علی ولی الله
موضوعات مرتبط: الله، چهارده معصوم
برچسبها: صلوات, اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم دوست خوب خدا...

ما را در سایت دوست خوب خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 187 تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 14:35

صفحه بندی