
درکنار مسجد الحرام نشسته بودیم، با عباس ابن عبدللمطلب سخن می گفتیم ، گروهی از «بنی عبد العزی» هم آنجا بودند. یزید بن قعنب در حالیکه چشمانش گرد شده بود به عباس گفت : نگاه کن میبنی دیوار کعبه شکافته شد! ای وای نکند دیوار روی آنxa0 زن بریزد! براستی اوکیست؟آه نگاه کن وارد کعبه شد! ای وای دیوار کعبه بسته ش...
ادامه مطلب